خریدن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- فعل در برابر پرداخت پول یا کالایی، کالایی را از آن خود کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary aby ; abye ; achate ; bought ; buy واژه هاى شامل خريدن ـ (4)
- فعل (گفتگو): مثل برده کسی را کاملا در اختیار داشتن.
- فعل خُرخُر کردن، خُرناس کشیدن.