sinter

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary خاکستر، ته مانده وزوائد ذوب آهن ، رسوب، بستن وسخت شدن ، مواد متحجر شده دردهانه چشمه آب گرم.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sinter): بازگشت به واژه sinter sinter roasting slag sinter تشويه ،يک تکه کردن ،سوزاندن ،خاکستر،ته مانده وزوائد ذوب اهن ،رسوب ،بستن وسخت شدن ،مواد متحجر شده دردهانه چشمه اب گرم علوم مهندسى : زينترن معمارى : تراورس شيمى : کلوخه سازى کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary sin·ter v. Pronunciation:     ' sin-tər Function:           verb Etymology:          German Sinter slag, cinder, from Old High German sintar ― more at CINDER Date:               1871 transitive verb : to cause to become a coherent mass by heating without melting intransitive verb : to undergo sintering   –sinter noun   –sin·ter·abil·i·ty \ ˌ sin-tə-rə- ' bi-lə-tē\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}