slacken

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سست کردن ، شل کردن یا شدن ، آهسته کردن ، کند کردن ، کم شدن ، نحیف کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version باز کردن پيچ ،سست کردن ،شل کردن يا شدن ،اهسته کردن ،کند کردن ،کم شدن ،نحيف کردن علوم مهندسى : ابديده کردن علوم دريايى : شل کردن طناب
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary slack·en v. Pronunciation: ' sla-kən Function: verb Inflected Form: slack·ened ; slack·en·ing \ ' sla-k ə n-iŋ\ Date: 14th century transitive verb 1 : to make less active : slow up 2 : to make slack (as by lessening tension or firmness) intransitive verb 1 : to become slack or slow or negligent : slow down 2 : to become less active : SLACK synonyms see DELAY
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}