slake

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary فروکشی، تخفیف، کاهش، فرونشستن ، معتدل شدن ، کاهش یافتن ، آبدیده کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(slake): بازگشت به واژه slake to slake one's revenge to slake one's thirst فرونشاندن ،کشتن ،فروکشى ،تخفيف ،فرونشستن ،معتدل شدن ،کاهش يافتن ،ابديده کردن علوم مهندسى : ابديده کردن اهک کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary slake v. Pronunciation: ' slāk, vi 2 &vt 3 are also ' slak Function: verb Inflected Form: slaked ; slak·ing Etymology: Middle English, from Old English slacian, from sleac slack Date: 14th century intransitive verb 1 archaic : SUBSIDE , ABATE 2 : to become slaked : CRUMBLE transitive verb 1 archaic : to lessen the force of : MODERATE 2 : SATISFY , QUENCH 3 : to cause (as lime) to heat and crumble by treatment with water : HYDRATE
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}