slider

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سر (sor) خورنده ، لغزنده .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(slider): بازگشت به واژه slider back slider کشوى لغزنده ،سر )sor( خورنده ،لغزنده علوم نظامى : عامل قطع مسير چاشنى کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary slid·er n. Pronunciation: ' slī-dər Function: noun Date: 1530 1 : one that slides 2 : a freshwater turtle ( Trachemys scripta syn. Pseudemys scripta ) chiefly of the southeastern U.S. especially : one ( T. scripta elegans ) usually having a red stripe behind each eye and often sold as a pet 3 : a fast baseball pitch that breaks slightly in the same direction as a curve
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}