snake

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ( ج. ش. ) مار، دارای حرکت مارپیچی بودن ، مارپیچی بودن ، مارپیچ رفتن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary snake mâr
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(snake): بازگشت به واژه snake garter snake glass snake grass-snake indigo snake king snake milk snake plumber's snake rat snake ring snake snake bitten snake charmer snake dance snake fence snake in the grass snake mode snake oil snake out snake-bitten water snake اژدر بنگال ،(نوعى خرج انفجارى که به شکل مار بوده و براى انفجار داخل ميدان مين مى شود)،(ج.ش ).مار،داراى حرکت مارپيچى بودن ،مارپيچى بودن ،مارپيچ رفتن کلمات مرتبط(19)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Snake n. Pronunciation:     ' snāk Function:           geographical name river 1038 mi (1670 km ) NW U.S. flowing from NW Wyo. across S Idaho &into Columbia River in Wash.]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}