snick

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary جزئ چیزی را بریدن ، ضربت سریع زدن ، گره زدن ، چفت کردن ، چفت، کشیدن ، بحرکت آوردن سهم، قسمت.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version .جزء چيزى را بريدن ،ضربت سريع زدن ،گره زدن ،چفت کردن ،چفت ،کشيدن ،بحرکت اوردن سهم ،قسمت ورزش : توپى که با لبه چوب ضربه خورده و به عقب به سمت محافظ ميله مى رود
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 snick n. Pronunciation: ' snik Function: verb Etymology: probably from obsolete snick or snee to engage in cut-and-thrust fighting ― more at SNICKERSNEE Date: circa 1700 transitive verb 1 archaic : to cut through 2 : to cut slightly intransitive verb : to perform a light cutting action 2 snick n. Function: noun Date: circa 1775 : a small cut : NICK 3 snick n. Function: verb Etymology: imitative Date: 1828 : CLICK 4 snick n. Function: noun Date: circa 1886 : a slight often metallic sound : CLICK
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}