sniff

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بینی گرفتن ، فن فن کردن ، آب بینی را بالا کشیدن ، بوکشیدن ، موس موس کردن ، استشمامکردن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary renifleur|sniff bu kaš-idan sniff|snuff be darun e bini (bu )kašidan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sniff): بازگشت به واژه sniff medicinal sniff to sniff at to sniff up water بينى گرفتن ،فن فن کردن ،اب بينى را بالا کشيدن ،بوکشيدن ،موس موس کردن ،استشمام کردن کلمات مرتبط(3)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 sniff n. Pronunciation: ' snif Function: verb Etymology: Middle English Date: 14th century intransitive verb 1 : to draw air audibly up the nose especially for smelling 2 : to show or express disdain or scorn 3 : SNOOP , NOSE transitive verb 1 : to smell or take by inhalation through the nose 2 : to utter contemptuously 3 : to recognize or detect by or as if by smelling 2 sniff n. Function: noun Date: 1767 1 : an act or sound of sniffing 2 : a quantity that is sniffed
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}