sonorous

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary صدا دار، طنین انداز، قلنبه ، بلند، پرصدا.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version صدا دار،طنين انداز،قلنبه ،بلند،پرصدا
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary so·no·rous adj. Pronunciation:     sə- ' no ̇ r-əs, ' sä-nə-rəs Function:           adjective Etymology:          Latin sonorus; akin to Latin sonus sound Date:               1611 1 : producing sound (as when struck) 2 : full or loud in sound <a sonorous voice> 3 : imposing or impressive in effect or style 4 : having a high or an indicated degree of sonority < sonorous sounds such as \ä\ and \o ̇ \>   –so·no·rous·ly adverb   –so·no·rous·ness noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}