sorry

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary متاثر، متاسف، غمگین ، ناجور، بدبخت.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sorry): بازگشت به واژه sorry he was in a sorry pickel i am in a sorry hopeless etc i am sorry i am sorry to trouble you i felt sorry for him you will be sorry for it متاثر،متاسف ،غمگين ،ناجور،بدبخت کلمات مرتبط(6)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary sor·ry adj. Pronunciation: ' sär-ē, ' so ̇ r- Function: adjective Inflected Form: sor·ri·er ; -est Etymology: Middle English sory, from Old English sārig, from sār sore Date: before 12th century 1 : feeling sorrow, regret, or penitence 2 : MOURNFUL , SAD 3 : inspiring sorrow, pity, scorn, or ridicule : PITIFUL synonyms see CONTEMPTIBLE –sor·ri·ly \-ə-lē\ adverb –sor·ri·ness \-ē-nəs\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}