spar

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تیردکل، ( درساختمان ) تیر آهن یا الوار، مشت بازی کردن ، مشاجره کردن ، نزاع.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(spar): بازگشت به واژه spar aileron spar box spar false spar iceland spar iron spar spar bridge spar buoy spar fender to spar at each other towing spar wing spar تير چوبى ،تيردکل ،(درساختمان )تير اهن يا الوار،مشت بازى کردن ،مشاجره کردن ،نزاع ورزش : تير چوبى يا فلزى نگهدارنده طنابهاى قايق علوم هوايى : تيرک علوم نظامى : الوار لوله اى علوم دريايى : الوار لوله اى کلمات مرتبط(11)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary SPAR n. Pronunciation:     ' spär Function:           noun Etymology:          S emper Par atus, motto of the U.S. Coast Guard, from New Latin, always ready Date:               1942 : a member of the women's reserve of the U.S. Coast Guard]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}