speciality

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تخصص.( specialty) کالای ویژه ، داروی ویژه یا اختصاصی، اسپسیالیته ، اختصاص، کیفیتویژه ، تخصص، رشته اختصاصی، ویژه گری.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(speciality): بازگشت به واژه speciality military occupational speciality (mos) )specialty(کالاى ويژه ،داروى ويژه يا اختصاصى ،اسپسياليته ،اختصاص ،کيفيت ويژه ،تخصص ،رشته اختصاصى ،ويژه گرى کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary spe·ci·al·i·ty n. Pronunciation: ˌ spe-shē- ' a-lə-tē Function: noun Inflected Form: plural -ties Date: 15th century 1 : a special mark or quality 2 : a special object or class of objects 3 a : a special aptitude or skill b : SPECIALTY 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}