specify

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تیین کردن ، مشخص کردن .تعیین کردن ، معین کردن ، معلوم کردن ، جنبه خاصی قائل شدن برای، مشخص کردن ، ذکرکردن ، مخصوصا نام بردن ، تصریح کردن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary specify (n. specification) تصريح کردن، مشخص کردن، معين کردن
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version تعيين کردن ،معين کردن ،معلوم کردن ،جنبه خاصى قائل شدن براى ،مشخص کردن ،ذکرکردن ،مخصوصا نام بردن ،تصريح کردن علوم مهندسى : ذکر کردن معلوم کردن قانون ـ فقه : تصريح کردن علوم نظامى : تصريح کردن
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary spec·i·fy v. Pronunciation: ' spe-sə- ˌ fī Function: transitive verb Inflected Form: -fied ; -fy·ing Etymology: Middle English specifien, from Anglo-French specifier, from Late Latin specificare, from specificus Date: 14th century 1 : to name or state explicitly or in detail 2 : to include as an item in a specification –spec·i·fi·able \ ˌ spe-sə- ' fī-ə-bəl\ adjective –spec·i·fi·er \ ' spe-sə- ˌ fī(-ə)r\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}