spinal cord

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مغز تیره ، نخاع، مغز حرام، نخاع شوکی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(spinal cord): بازگشت به واژه spinal cord cord spinal مغز تيره ،مغز حرام ،نخاع شوکى روانشناسى : نخاع شوکى کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary spinal cord Function:           noun Date:               1834 : the cord of nervous tissue that extends from the brain lengthwise along the back in the vertebral canal, gives off the pairs of spinal nerves, carries impulses to and from the brain, and serves as a center for initiating and coordinating many reflex acts ― see BRAIN illustration]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}