spot check
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary بطور چند در میان آزمودن ، سرسری وبا عجله رسیدگی کردن .مقابله موضعی، بررسی موضعی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(spot check): بازگشت به واژه spot check check spot مقابله موضعى ،بررسى موضعى ،بطور چند در ميان ازمودن ،سرسرى وبا عجله رسيدگى کردن علوم نظامى : بازديد در محل کلمات مرتبط(2)