springer

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کمند انداز، صیدی که در کمند میافتد، فنر نصب کن ، گاو آبستن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(springer): بازگشت به واژه springer springer stone قوطى قر شده ،کمند انداز،صيدى که در کمند مى افتد،فنر نصب کن ،گاو ابستن علوم نظامى : قوطى حلبى در بسته اى که باد کرده باشد کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary spring·er n. Pronunciation: ' spriŋ-ər Function: noun Date: 1611 1 : a stone or other solid laid at the impost of an arch ― see ARCH illustration 2 : one that springs 3 : SPRINGER SPANIEL 4 : a cow nearly ready to calve springer (as used in expressions) n. English springer spaniel English springer springer spaniel Welsh springer spaniel
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}