sprocket

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دندانه ئ زنجیری.( مک . ) دنده چرخ زنجیرخور، چرخ دنده .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sprocket): بازگشت به واژه sprocket chain sprocket sprocket chain sprocket hole sprocket holes sprocket wheel دندانه دور چرخ ،دنده زنجير،قاب زنجير يا چرخ زنجير،چرخ خورشيدى ،ملخک ،دنده ملخى مين ،(مک ).دنده چرخ زنجيرخور،چرخ دنده ،دندانه ء زنجيرى علوم مهندسى : تاج زنجير علوم نظامى : چرخ گرداننده نهايى در تانک کلمات مرتبط(5)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary sprock·et n. Pronunciation: ' sprä-kət Function: noun Etymology: origin unknown Date: 1886 1 : a toothed wheel whose teeth engage the links of a chain 2 : a cylinder with teeth around the circumference at either end that project through perforations in something (as motion-picture film) to move it through a mechanism (as a projector)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}