squawk

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary جیغ ناگهانی زدن ، اعتراض کردن ، غرولند کردن ، صدای اردک درآوردن ، قدقدکردن ، جیغ، فریاد.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(squawk): بازگشت به واژه squawk squawk box squawk flash squawk low squawk may day squawk mike stop squawk مخابره کردن ،مخابره داخلى ،ارتباط داخلى ،جيغ ناگهانى زدن ،اعتراض کردن ،غرولند کردن ،صداى اردک دراوردن ،قدقدکردن ،جيغ ،فرياد علوم نظامى : در رهگيرى هوائى يعنى دستگاه شناسائى خودى و دشمن را روى کنترل معمولى بگذاريد کلمات مرتبط(6)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 squawk n. Pronunciation:     ' skwo ̇ k Function:           intransitive verb Etymology:          probably blend of squall and squeak Date:               1821 1 : to utter a harsh abrupt scream 2 : to complain or protest loudly or vehemently <opponents of the bill squawk ed >   –squawk·er noun ]]> 2 squawk n. Function:           noun Date:               1850 1 : a harsh abrupt scream 2 : a noisy complaint]]> squawk box Function:           noun Date:               1945 : an intercom speaker]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}