squirt

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary آب دزدک ، آب پران ، فواره کوچک ، آدم بیشرم، اسهال، آب را بصورت فواره بیرون دادن ، پراندن ، تندروان شدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(squirt): بازگشت به واژه squirt oil squirt اب دزدک ،اب پران ،فواره کوچک ،ادم بيشرم ،اسهال ،اب را بصورت فواره بيرون دادن ،پراندن ،تندروان شدن کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 squirt n. Pronunciation: ' skwərt Function: verb Etymology: Middle English; akin to Low German swirtjen to squirt Date: 15th century intransitive verb : to come forth in a sudden rapid stream from a narrow opening : SPURT transitive verb : to cause to squirt –squirt·er noun 2 squirt n. Function: noun Date: 15th century 1 a : an instrument (as a syringe) for squirting a liquid b : a small quick stream : JET c : the action or an instance of squirting 2 a : an impudent youngster b : KID 3 squirt (as used in expressions) n. sea squirt squirt gun squirting cucumber
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}