stabilizer

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary متعادل کننده ، استوار کننده ، ( در کشتی وهواپیما وغیره ) وسیله ای که از نوساناتوتکان جلوگیری میکند.پایاساز، تثبیت کننده .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(stabilizer): بازگشت به واژه stabilizer adjustable stabilizer automatic stabilizer course stabilizer emulsion stabilizer frequency stabilizer horizontal stabilizer inductive stabilizer mains voltage stabilizer stabilizer (bar) stabilizer muscule vertical stabilizer viscosity stabilizer voltage stabilizer پايدار کننده ،مکان( عمودى / افقى)،پاياساز،تثبيت کننده ،متعادل کننده ،استوار کننده ،(در کشتى وهواپيما وغيره )وسيله اى که از نوسانات وتکان جلوگيرى ميکند عمران : ثابت نگه دارنده شيمى : تثبيت کننده علوم هوايى : تثبيت کننده علوم نظامى : ميز تثبيت کننده مسير،ماده ثبات دهنده شيميايى علوم دريايى : پايدار ساز کلمات مرتبط(13)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary sta·bi·liz·er n. Pronunciation:     ' stā-bə- ˌ lī-zər Function:           noun Date:               circa 1909 : one that stabilizes something: as a : a substance added to another substance (as an explosive or plastic) or to a system (as an emulsion) to prevent or retard an unwanted alteration of physical state b : a gyroscope device to keep ships steady in a heavy sea c : an airfoil providing stability for an airplane specifically : the fixed horizontal member of the tail assembly ― see AIRPLANE illustration]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}