stanchion

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پایه ، تیر، میل، شمع، حائل، نگهدار، سایبان یا چادر جلو مغازه ، مهار یامحدودکردن ، تیر دار کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(stanchion): بازگشت به واژه stanchion arresting net stanchion stanchion base stanchion cap پايه( ى سيم محافظ)،استانچى ،ميله هاى عمودى ناو،پايه ،ميل ،شمع ،حائل ،نگهدار،سايبان يا چادر جلو مغازه ،مهار يامحدودکردن ،تير دار کردن عمران : ستون معمارى : ستون پيش ساخته علوم نظامى : سکوى استقرار علوم دريايى : پايه کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary stan·chion n. Pronunciation:     ' stan-chən Function:           noun Etymology:          Middle English stanchon, from Anglo-French *stanchun, stançun, alteration of Old French estançon, diminutive of estance stay, prop Date:               15th century 1 : an upright bar, post, or support (as for a roof or a ship's deck) 2 : a device that fits loosely around the neck of an animal (as a cow) and limits forward and backward motion (as in a stall)   –stan·chioned \-chənd\ adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}