stead

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مکان ، جا، محل، دهکده ، مقر، مسکن ، مزرعه ، عوض، بجای، بعوض، جا دادن ، گذاشتن ، حمایت کردن ، مفید بودن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(stead): بازگشت به واژه stead in his stead in stead of to stand any one in good stead مکان ،محل ،دهکده ،مقر،مسکن ،مزرعه ،عوض ،بجاى ،بعوض ،جا دادن ،گذاشتن ،حمايت کردن ،مفيد بودن کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 stead n. Pronunciation:     ' sted Function:           noun Etymology:          Middle English stede, from Old English; akin to Old High German stat place, Old English standan to stand ― more at STAND Date:               before 12th century 1 obsolete : LOCALITY , PLACE 2 : ADVANTAGE ― used chiefly in the phrase to stand one in good stead 3 : the office, place, or function ordinarily occupied or carried out by someone or something else <acted in his brother's stead >]]> 2 stead n. Function:           transitive verb Date:               13th century : to be of avail to : HELP ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}