steeve

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ( در انبار کشتی ) بار کردن ، تنگ هم چیدن ، خفت کردن ، میله ای که نوک آن قلابیدارد وبرای آزمایش محتویات عدل پنبه وامثال آن بکار میرود، سیخک .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (در انبار کشتى )بار کردن ،تنگ هم چيدن ،خفت کردن ،ميله اى که نوک ان قلابى دارد وبراى ازمايش محتويات عدل پنبه وامثال ان بکار ميرود،سيخک
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 steeve n. Pronunciation: ' stēv Function: transitive verb Inflected Form: steeved ; steev·ing Etymology: probably from Spanish estibar or Portuguese estivar to pack tightly, from Latin stipare to press together ― more at STIFF Date: circa 1644 archaic : to stow especially in a ship's hold 2 steeve n. Function: verb Inflected Form: steeved ; steev·ing Etymology: origin unknown Date: circa 1644 intransitive verb of a bowsprit : to incline upward at an angle with the horizon or the line of the keel transitive verb : to set (a bowsprit) at an upward inclination
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}