متشابه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- شبیه، مانند یکدیگر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary analogous ; homological ; homologous ; homonym ; homoplastic ; like واژه هاى شامل متشابه ـ (11)
- اسم آیاتی از قرآن که علاوه بر معنی ظاهری قابل تعبیر و تفسیر