stick in the mud
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary بیعرضه ، طفره رو، آدمکند، آدم عقب مانده ، محافظه کار.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(stick in the mud): بازگشت به واژه stick in the mud in mud stick the بيعرضه ،طفره رو،ادم کند،ادم عقب مانده ،محافظه کار کلمات مرتبط(4)