اول
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت جمع (اوایل): ویژگی آنکه یا آنچه از حیث زمان، رتبه، اهمیت، و مانند آنها پیش از کسان دیگر یا چیزهای دیگر باشد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary first ; initial ; prime واژه هاى شامل اول ـ (65)
- صفت آغاز، نخست، نخستین.
- صفت این واژه آریایی است ؛ واژه آریایی اول ( av el ) از ریشه av ( یکم ) و پسوند اِل el ساخته شده که واژگان اَو av ( یکم ) و ایو ēv ( یک ) هر دو در نوشته های اوستایی زپت ( ضبط ) شده اند. هم اکنون مردمان اصفهان لپز ( لفظ ) درستتر اول را به کار میبرند که همان avel باشد. پسوند اِل نشانگر دارندگی است ولی پسوند *یِل که گویشی دیگر از اِل باشد در گویش تبرستانی ( مازندرانی ) نشانگر فاعل است و به معنای گذارندگی و نهندگی به کار میرود. یِل و اِل شاید از هشتن - هلیدن ( گذاشتن - گذاردن ) گرفته شده باشند که از هل واژه کارهل ( فاعل ) را به دست آورده ام. نمونگان: اول ( یکمین ) کاهل ( کاهیده - کاسته مند ) کامل ( به کام شده - دلخواسته - پسندیده ) شامل ( به درون کشیده شده همخانواده با آشامیدن. در اوستایی شام=پذیرفتن ) پازل ( فاضل - سرریز شده - از پاختن - پازیدن. همخانواده با فاضلاب ) واژه ایو ēv از او av ستانده شد…
*اوستایی