stoppage

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary جلوگیری، منع، بازداشت، سد، خط، ایست.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary stoppage in transitu (in transitu Lat. ) عدم تحويل کالاي در حال حمل توسط فروشنده در صورت عدم توانايي خريدار به پرداخت بهاي کالا
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(stoppage): بازگشت به واژه stoppage authorized stoppage right of stoppage in transitu stoppage in transitu stoppage of the game sudden stoppage work stoppage توقيف ،گير در اسلحه ،توقف ،جلوگيرى ،منع ،بازداشت ،سد،خط،ايست بازرگانى : جلوگيرى علوم نظامى : انقطاع کلمات مرتبط(6)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary stop·page n. Pronunciation: ' stä-pij Function: noun Date: 15th century : the act of stopping : the state of being stopped : HALT , OBSTRUCTION work stoppage Function: noun Date: 1943 : concerted cessation of work by a group of employees usually more spontaneous and less serious than a strike
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}