straightlaced

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (straitlaced) باتور محکم بسته شده ، کرست بسته ، شکمبند دار، منحصر، محدود، درفشار.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version )straitlaced(باتور محکم بسته شده ،کرست بسته ،شکم بند دار،منحصر،محدود،درفشار
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary strait·laced adj. Variant:            or straight·laced Pronunciation:     ' strāt- ' lāst Function:           adjective Date:               1554 1 : excessively strict in manners, morals, or opinion 2 : wearing or having a bodice or stays tightly laced   –strait·laced·ly \- ' lā-səd-lē, - ' lāst-lē\ adverb   –strait·laced·ness \- ' lās(t)-nəs, - ' lā-səd-nəs\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}