متعارفی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- منسوب به متعارف، مربوط به متعارف: ؛اصول ~قضایایی هستند که به نفسه معلومند و اثبات آنها احتیاج به قضیة دیگر ندارد.
* عربی (ص نسب.) # منسوب به متعارف، مربوط به متعارف: ؛اصول ~قضایایی هستند که به نفسه معلومند و اثبات آنها احتیاج به قضیة دیگر ندارد.