subliminal

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary غیر کافی برای ایجاد تحریک عصبی یا احساس، خارج از مرحله آگاهی، نیمه خودآگاه .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(subliminal): بازگشت به واژه subliminal subliminal learning subliminal perception subliminal stimulus غير کافى براى ايجاد تحريک عصبى يا احساس ،خارج از مرحله اگاهى ،نيمه خوداگاه روانشناسى : زيراستانه اى کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary sub·lim·i·nal adj. Pronunciation:     ( ˌ )sə- ' bli-mə-n ə l Function:           adjective Etymology:          sub- + Latin limin-, limen threshold Date:               1886 1 : inadequate to produce a sensation or a perception 2 : existing or functioning below the threshold of consciousness <the subliminal mind> < subliminal advertising>   –sub·lim·i·nal·ly adverb ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}