خز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ابریشم، پارچهای که از ابریشم و پشم بافته باشند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary fur ; lapin ; zibelline واژه هاى شامل خز ـ (16)
- اسم جانوری است پستاندار و گوشتخوار شبیه سمور با دُمی دراز و پرمو و پوستی به رنگ قهوهای یا خاکستری که بسیار گران به