supervisory

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary وابسته به نظارت وسرپرستی، وابسته به برنگری.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(supervisory): بازگشت به واژه supervisory election supervisory council supervisory control supervisory program supervisory routine supervisory signals supervisory staff supervisory system مباشرتى ،نظارتى ،مربوط به نظارت ،وابسته به نظارت وسرپرستى ،وابسته به برنگرى علوم مهندسى : مباشر پيشه قانون ـ فقه : مباشرتى علوم نظامى : مربوط به ناظر امور کلمات مرتبط(7)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary su·per·vi·sor n. Pronunciation:     ' sü-pər- ˌ vī-zər Function:           noun Etymology:          Middle English, from Medieval Latin, from supervidēre Date:               15th century : one that supervises especially : an administrative officer in charge of a business, government, or school unit or operation   –su·per·vi·so·ry \ ˌ sü-pər- ' vī-zə-rē, - ' vīz-rē\ adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}