متمایل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- کج شده و خمیده شده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary amenable ; apt ; avid ; fain ; inclinatory ; inclined ; like ; minded ; prone ; propense ; swept ; tendentious واژه هاى شامل متمايل ـ (33)
- آن چه که به چیزی میل کند.