tallow

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پیه آب کردن ، پیه نهنگ وغیره که برای شمع سازی بکار میرود، پیه مالی کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version پيه اب کردن ،پيه نهنگ وغيره که براى شمع سازى بکار ميرود،پيه مالى کردن شيمى : پيه
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 tal·low n. Pronunciation:     ' ta-( ˌ )lō Function:           noun Etymology:          Middle English talgh, talow; akin to Middle Dutch talch tallow Date:               14th century : the white nearly tasteless solid rendered fat of cattle and sheep used chiefly in soap, candles, and lubricants   –tal·lowy \ ' ta-lə-wē\ adjective ]]> 2 tallow n. Function:           transitive verb Date:               15th century : to grease or smear with tallow]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}