tartaric

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تاتاری، اسید تارتاریک ، جوش ترش.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(tartaric): بازگشت به واژه tartaric resolvable tartaric acid tartaric acid تاتارى ،اسيد تارتاريک ،جوش ترش کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary tar·tar·ic acid Pronunciation:     ( ˌ )tär- ' ta-rik- Function:           noun Date:               1810 : a strong dicarboxylic acid C 4 H 6 O 6 of plant origin that occurs in various isomeric forms, is usually obtained from tartar, and is used especially in food and medicines, in photography, in wine making, and in making salts and esters]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}