thalamic

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (thalamus) ( تش. ) تالاموس، ماده خاکستری مغز میانی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version ( )thalamus(تش ).تالاموس ،ماده خاکسترى مغز ميانى روانشناسى : تالاموسى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary thal·a·mus n. Pronunciation:     ' tha-lə-məs Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -mi \- ˌ mī, - ˌ mē\ Etymology:          New Latin, from Greek thalamos chamber Date:               1859 : the largest subdivision of the diencephalon that consists chiefly of an ovoid mass of nuclei in each lateral wall of the third ventricle and serves chiefly to relay impulses and especially sensory impulses to and from the cerebral cortex ― see BRAIN illustration   –tha·lam·ic \thə- ' la-mik\ adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}