thru
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (=through) از میان ، از وسط، از توی، بخاطر، بواسطه ، سرتاسر، از آغاز تا انتها، کاملا، تمام شده ، تمام.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version )=through(از ميان ،از وسط،از توى ،بخاطر،بواسطه ،سرتاسر،از اغاز تا انتها،کاملا،تمام شده ،تمام
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary thru variant of through usage see THO ]]>