timer

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کسی که وقت را نگه میدارد، ساعت.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(timer): بازگشت به واژه timer automatic timer full-timer half-timer ignition timer internal timer interval timer old timer reaction timer short timer small timer synchronous timer timer switch زمان سنج ،وقت نگهدار هر راننده ،کسى که وقت را نگه مى دارد،ساعت علوم مهندسى : تايمر کامپيوتر : زمان بند الکترونيک : همزمانساز شيمى : زمان گير روانشناسى : زمان سنج ورزش : وقت نگهدار کلمات مرتبط(12)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary tim·er n. Pronunciation: ' tī-mər Function: noun Date: 1841 : one that times: as a : TIMEPIECE especially : a stopwatch for timing races b : TIMEKEEPER c : a device (as a clock) that indicates by a sound the end of an interval of time or that starts or stops a device at predetermined times timer (as used in expressions) n. big timer egg timer full timer old timer part timer small timer two timer
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}