مجدد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- تجدیده شده، دوباره پیدا شده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary further ; reflorescence ; renewed ; second واژه هاى شامل مجدد ـ (77)
- نوکننده، تازه کننده.
- در هر قرن (صد سال)
- فردی ظهور نماید و آیین اسلام را تازه کند که او را مجد نامند.
* عربی (اِمف.) # تجدیده شده، دوباره پیدا شده.