tiro
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (tyro) (م. م. ) نوچه ، نوآموز، تازه کار، مبتدی، کارآموز.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(tiro): بازگشت به واژه tiro tiro or tyro ( )tyro(م.م ).نوچه ،نواموز،تازه کار،مبتدى ،کاراموز کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ti·ro n. chiefly British variant of tyro ]]>