traverse

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary خاکریز یا جان پناه ، خط متقاطع، اشکال، مانع حائل، درب تاشو، حجاب حاجز، عبورجاده ، مسیر، معبر، پیمودن ، طی کردن ، گذشتن از، عبور کردن ، قطع کردن .پیمودن ، عرضی، متقاطع.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary traverse انکار کردن ادعا، دفاع يا لايحه داير بر انکار ادعا traverse an indictment رد کيفرخواست
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary traverse|cross tra-, verser (sar-â-sar )dar paymud/navardid-an
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(traverse): بازگشت به واژه traverse angle of traverse closed traverse cross traverse directional traverse girdle traverse hand traverse power traverse sidestep traverse toll traverse traverse 2 traverse leg traverse of an indictment traverse station گردش ،حرکت نمايشى اسب ،حرکت دادن لوله در سمت ،رد شدن ،حرکت در سمت ،پيمايش کردن ،حرکت سمتى ،خاکريز،جان پناه ،خط متقاطع ،اشکال ،مانع حائل ،درب تاشو،حجاب حاجز،عبورجاده ،مسير،معبر،پيمودن ،عرضى ،متقاطع ،طى کردن ،گذشتن از،عبور کردن ،قطع کردن علوم مهندسى : حرکت ،پيمايش قانون ـ فقه : تکذيب کردن دعوى ورزش : حرکت عرضى يا مورب علوم نظامى : پيمايش کلمات مرتبط(13)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Trav·erse, Lake Pronunciation:     ' tra-vərs Function:           geographical name lake NE S.Dak. &W Minn.; drained by the Bois de Sioux (headstream of Red River)]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}