trig

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر وتمیز، دویدن ، چهار نعل رفتن ، شیک ، خود آرا، خط شروع مسابقه ، خندق، از حرکت بازداشتن ( مثل چرخ ماشین )، علامت گذاشتن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(trig): بازگشت به واژه trig trig list trig point قابل اعتماد،وفادار،فعال ،سرحال ،منبسط،تر وتميز،دويدن ،چهار نعل رفتن ،شيک ،خود ارا،خط شروع مسابقه ،خندق ،از حرکت بازداشتن( مثل چرخ ماشين)،علامت گذاشتن کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 trig adj. Pronunciation: ' trig Function: adjective Etymology: Middle English, trusty, nimble, of Scandinavian origin; akin to Old Norse tryggr faithful; akin to Old English trēowe faithful ― more at TRUE Date: 1513 1 : stylishly or jauntily trim 2 : extremely precise : PRIM 3 dialect chiefly British : FIRM , VIGOROUS 2 trig adj. Function: noun Etymology: by shortening Date: circa 1878 : TRIGONOMETRY
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}