troth

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary وفا، وفاداری، پیمان ، ( م. م. ) نامزد کردن ، راستی، براستی، از روی ایمان ، نامزدی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(troth): بازگشت به واژه troth in troth وفادارى ،پيمان ،(م.م ).نامزد کردن ،براستى ،از روى ايمان ،نامزدى کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 troth n. Pronunciation:     ' träth, ' tro ̇ th, ' trōth, or with th Function:           noun Etymology:          Middle English trouth, from Old English trēowth ― more at TRUTH Date:               12th century 1 : loyal or pledged faithfulness : FIDELITY <pledged my troth > 2 : one's pledged word <I don't remember the details or, by my troth , even the gist ― Stanley Elkin> also : BETROTHAL ]]> 2 troth n. Function:           transitive verb Date:               14th century : PLEDGE , BETROTH ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}