tubing

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مصالح لوله سازی ولوله کشی، لوله سازی، لوله گذاری، نصب لوله ، لوله بدون درز.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(tubing): بازگشت به واژه tubing electrical metallic tubing flexible brake tubing flexible fuel tubing سر خوردن با تيوب ،مصالح لوله سازى ولوله کشى ،لوله سازى ،لوله گذارى ،نصب لوله ،لوله بدون درز عمران : لوله گذارى معمارى : لوله گذارى ورزش : ورزش يا تفريح قايق سوارى در مسير رود علوم هوايى : لوله کشى کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary tub·ing n. Pronunciation: ' tü-biŋ, ' tyü- Function: noun Date: 1845 1 : material in the form of a tube also : a length or piece of tube 2 : a series or system of tubes 3 : the sport or activity of riding an inner tube (as down a river or snowy slope)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}