شیره

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم : عصاره شیرین، قوام آمده و غلیظ شده میوه بویژه انگور.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary extract ; juice ; molasses ; ooze ; sap ; sirup ; syrup واژه هاى شامل شيره ـ (28)
  3. اسم : مایعی شامل آب، نمک، و قند که در آوند‌های چوبی و آبکش گیاه جریان دارد.
  4. اسم ماده مخدری که اژ جوشانده سوخته تریاک تهیه کنند.
  5. اسم ماده مخدری که از جوشاندن و صاف کردن سوخته‌های تریاک به دست می‌آورند.
  6. اسم عصاره، افشره و چکبده هر چیز.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}