turn on

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary شیرآب یا سویچ برق را بازکردن ، بجریان انداختن ، روشن کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(turn on): بازگشت به واژه turn on on turn شيراب يا سويچ برق را بازکردن ،بجريان انداختن ،روشن کردن کامپيوتر : روشن کردن کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary turn on Function:           transitive verb Date:               1833 1 : to activate or cause to flow, operate, or function by or as if by turning a control < turn the water on full> < turn on the power> 2 a : to cause to undergo an intense often visionary experience by taking a drug broadly : to cause to get high b : to move pleasurably <rock music turns her on > also : to excite sexually c : to cause to gain knowledge or appreciation of something specified < turned her on to ballet> intransitive verb : to become turned on   –turn-on \ ' tərn- ˌ o ̇ n, - ˌ än\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}