turnstile
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از آن بگذرد کوپن خود را در سوراخآن انداخته وآنرا چرخانده وارد میشود، گردان در.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version تيرى که چهار بازوى گردنده داردوهرکس ميخواهد از ان بگذرد کوپن خود را در سوراخ ان انداخته وانرا چرخانده وارد ميشود،گردان در
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary turn·stile n. Pronunciation: - ˌ stī(-ə)l Function: noun Date: 1643 : a post with arms pivoted on the top set in a passageway so that persons can pass through only on foot one by one]]>