uncharged
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary پر نشده ( مانند تفنگ و باطری )، بحساب هزینه نیامده ، محسوب نشده ، رسمامتهم نشده .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version خرج گذارى نشده ،چاشنى گذارى نشده ،غير مسلح ،پر نشده( مانند تفنگ و باطرى)،بحساب هزينه نيامده ،محسوب نشده ،رسمامتهم نشده علوم نظامى : شارژ نشده
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary un·charged adj. Pronunciation: - ' chärjd Function: adjective Date: 1815 : not charged specifically : having no electric charge