ungainly

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary زمخت و غیرجذاب، زشت، بی لطف، ناآزموده ، بیحاصل، بدون سود.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version زمخت و غيرجذاب ،زشت ،بى لطف ،ناازموده ،بيحاصل ،بدون سود
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary un·gain·ly adj. Pronunciation:     - ' gān-lē Function:           adjective Etymology:          obsolete gain direct, from Middle English gayn, geyn, from Old English gēn, from Old Norse gegn, from gegn, preposition, against; akin to Old English gēan- against ― more at AGAIN Date:               1611 1 a : lacking in smoothness or dexterity : CLUMSY < ungainly movements> b : hard to handle : UNWIELDY <an ungainly contraption> 2 : having an awkward appearance <a large ungainly bird>   –un·gain·li·ness noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}