محفوری
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- منسوب به محفور.
- اسم فرشهای مخصوص از قبیل زیلو و قطیفة خواب دار و غیره که در شهر «محفوره» میبافتند.
- اسم ظاهراً مالی بوده که به مصادره و جریمه یا به عنوان طرح یا مالیات اجباری از کسی میگرفتند.
* عربی (ص نسب.) # منسوب به محفور.